متن های زیبا

اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی / نگو صادقی به عشقت ، آخه چشمات میگه نیستی .

آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم می نوشتی ، سواد نداشتم اما به دستان تو اعتماد داشتم ، حالا سواد دارم اما دیگر به چشمانم هم اعتماد ندارم .

شکسپیر میگه : فراموش کن چیزی رو که نمیتونی بدست بیاوری و به دست بیاور چیزی رو که نمیتونی فراموش کنی .

نارفیقان را ببین خنجر به دست / دی کمین بنشسته با نام رفاقت .

شکسپیر میگه : وقتی کسی رو دوست داری ، هر چند وقت یک بار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه قلبی براش می تپه ، این یک یادآوریست !

گله دارم ز همه قول و قراری که نشد / سردی عشق تو و فصل بهاری که نشد .

کاش میدانستی آن کس که تو در تو امید به زندگی را پرورش می داد ، خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود .

/ 0 نظر / 9 بازدید