شعر عشق

قرارمون این نبود ، قرار بود برای برقراری یکدیگر بکوشیم ، نه برای بی قراری ، حالا که از من دوری بدجوری بی قرارتم .

روز اول گل سرخی برایم آوردی ، گفتی : برای همیشه دوستت دارم ، روز دوم گل زردی برایم آوردی ، گفتی : دوست ندارم ، روز سوم گل سفیدی برایم آوردی و سر قبرم گذاشتی ، گفتی : منو ببخش فقط به شوخی بود .

یه روز دل نشست با خود گفت از این به بعد سنگ میشی ، سنگ شد و پیشه سنگا نشست اما عاشق یه سنگ دیگه شد .

در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شدند ، در این خانه همیشه خاطراتم را مرور می کنم ، اگر چه ازت دور شدم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ، نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست .

/ 0 نظر / 6 بازدید